Textfeld: مادها و هخامنشيان

نگارش سيروس غفاريان نويسنده و پژوهشگرتاريخ ايران


امپراتوری ايران به دست مادها بنيان‌گذاری شد و هخامنشی‌‌ها آن را به اوج شکوهش رساندند. گستره‌ی آن امپراتوری بيش‌تر سرزمين‌های خاورميانه را شامل می‌شد و از ساحل غربی دريايی مديترانه تا مرزهای هندوستان را در بر می‌گرفت. مادها و هخامنشی‌ها از آريايی‌ها بودند که نياکانشان از سرزمين‌های سرد شمال به ايران سرازير شدند و در غرب و جنوب غرب فلات ايران ساکن شدند. آنان بخش مهمی از انديشه‌های فرهنگی، نظامی و سياسی خود را از ساکنان بومی ايران و تمدن‌هايی که پيرامون رودهای دجله و فرات تشکيل شده بود، گرفتند و با پرورش آن‌چه از ديگران گرفته بودند، يکی از درخشان‌ترين تمدن‌های عصر خود را به پايه‌گذاری کردند. 
ده هزار سال تمدن 
اقوام بومی ايران نخستين کسانی بودند که گندم و جو را شناختند، ابزار کشاورزی سنگی و مفرغی ساختند و جانوران را اهلی کردند. نخستين آثار سفالی در محل شهر باستانی سِيَلک، نزديک کاشان، و بهترين ظرف های لعابی و سراميک از تپه حصار دامغان به دست آمده است. نخستين ابزار ريسندگی و بافندگی در غار کمربند، نزديک بهشهر، يافت شده است که به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمی‌گردد. اين يافته‌ها و شواهد ديگر، به خوبی نشان می‌دهند که ايران بيش از ده هزار سال پيشينه‌ی تمدن دارد. 
 ورود آريايی‌ها 
آريايی‌ها حدود 5 هزار سال پيش در منطقه اوراسيا، نزديک کوه‌های اورال بين آسيا و اروپا، زندگی می‌کردند و به علت سرد شدن هوا و طولانی بودن تاريکی شب مجبور شدند به مناطق گرم‌تر مهاجرت کنند. حدود 3 هزار سال پيش، دسته‌ای از آنان به اروپا، دسته‌ای به هندوستان و دسته‌ای به فلات ايران مهاجرت کرد. دسته اخير از طريق خوارزم و قفقاز به سرزمينی وارد شدند که ابتدا ايريانا، سپس آريانا و اِران و سرانجام ايران نام گرفت. 
 سه قوم بزرگ 
وقتی آريايی‌ها به فلات ايران وارد شدند، به سه شعبه تقسيم شدند. پارس‌ها در جنوب ايران و استان کنونی فارس و بخشی از ايلام ساکن شدند؛ هخامنشی‌ها و ساسانيان از اين گروه بودند. مادها در غرب ايران به ويزه دامنه‌های الوند مستقر شدن و بعدها امپراتوری ماد را به وجود آوردند. پارت‌ها نيز به خراسان بزرگ وارد شدند؛ اشکانيان از اين گروه بودند. بخشی از پارت‌ها به نام سکاها بين دريای خزر و درياچه آرال ساکن شدند و بعدها مزاحمت‌هايی برای هخامنشی‌ها به وجود آوردند. مهاجمان آريايی که از تمدن بهره‌ی اندکی برده بودند، فرهنگ بومی ايران را کسب کردند و در مقابل جنگ آوری و دلاوری را به بوميان ايران آموختند. 
دين آريايی‌ها 
آريايی‌ها چون از سرزمين‌های سرد با شب های طولانی به ايران مهاجرت کرده بودند، به خورشيد(مهر يا ميترا) و هرچه که نورانی بود، احترام می‌گذاشتند. احترام به آتش نيز به خاطر گرمی بخشی و روشنی آن بود. مدتی پس از استقرار آريايی‌ها در ايران، پيامبری به نام زرتشت از ميان آنان برخاست و ايرانيان به اهورامزدا، به معنای دانای بزرگ، معتقد شدند که در واقع خداوند يکتا بود. البته، آنان به فرشتگانی مانند آناهيتا( ناهيد که فرشته‌ی آب بود و نيز مهر، ميترا که فرشته‌ی خورشيد بود)احترام می‌گذاشتند. دين زرتشت در زمان مادها و هخامنشی‌ها شکوفا شد و پيروان زيادی پيدا کرد. 
نخستين امپراتوری 
مادها نخستين امپراتوری ايران را به وجود آوردند و بيش از 150 سال بر نواحی غرب ايران از همدان تا آذربايجان و بخش هايی از بين النهرين حکومت کردند. آمادانا مرکز حکومت مادها بود که چندی بعد به هگمتانه، به معنی محل تجمع، مشهور شد. هگمتانه يادآور گرد هم‌آيی بزرگ مادها برای انتخاب ديااُکو به عنوان نخستين پادشاه ماد است. ديااُکو، که خود را داور می‌ناميد، در سال 706 پيش از ميلاد قبيله‌های ماد را عليه آشوريان متحد کرد و کوشيد بر سلطه‌ی آنان بر مادها خاتمه دهد. اين آرزو در حکومت هوَخشَتَرِه، فرزند ديااُکو، به حقيقت پيوست. مادها در سال 612 پيش از ميلاد شهر نينوا، پايتخت آشور، را به کمک بابِلی ها تسخير کردند و به سال‌ها ويرانگری و ستم بيش از اندازه آشوريان خاتمه دادند. 
کوروش بزرگ 
کوروش فرزند کمبوجيه از قوم پارس و ماندانا، دختر آزيدِهاگ پادشاه ماد، بود که بر اثر فشار بيش از اندازه مادها بر قوم پارس، به جنگ پدربزرگش رفت، او را شکست داد، هگمتانه را گرفت و سلسله‌ی هخامنشی را در سال 550 پيش از ميلاد بنيان نهاد. چندی بعد، کِرِزوس، پادشاه ليدی، به تحريک يونانی‌ها بر ضد کوروش قيام کرد. از اين رو، کوروش به آسيای صغير لشکر کشيد و سارد، پايتخت ليدی، را گرفت. پادشاه هخامنشی در سال 538 پيش از ميلاد، بابل را فتح کرد و همه‌ی اسيران و بردگان را آزاد کرد و فرمان داد هيچ خانه‌ای ويران نشود، مال هيچ‌فردی چپاول نشود و همه آزاد باشند. 
 امپراتوری جهانی 
داريوش اول، داريوش بزرگ، کارهای مهمی برای گسترش امپراتوری هخامنشی انجام داد. احداث راه شاهی و ايجاد چاپارخانه ارتباط ايالت‌ها (ساتراپ‌ها) را آسان کرد و ضرب سکه استاندارد و قانون‌های عادلانه برای دريافت ماليات باعث رونق تجارت شد. داريوش بازرسانی داشت که به ساتراپ‌ها فرستاده می‌شدند و به کار نيروهای دولتی نظارت می‌کردند. به علاوه، او مجموعه قوانينی وضع کرده بود که تا اندازه‌ای از قانون‌های مشهور حمورابی اقتباس شده بود. داريوش بزرگ به کمک فينيقی‌ها ارتش ايران را به کشتی‌های جنگی تجهيز کرد و برای نخستين بار ارتباط بين دريای سرخ و مديترانه را از راه نيل برقرار کرد. در زمان او وسعت قلمرو ايران به بالاترين حد خود رسيد. 
پايان کارهخامنشيان 
در زمان داريوش برخوردهايی بين ايرانی‌ها و يونانی‌ها رخ داد. داريوش در جنگ اول کاری از پيش نبرد، در جنگ دوم ، نبرد مارتُن، شکست خورد و جنگ سوم را به علت شورشی در مصر نيمه کاره رها کرد. پس از او خشايارشا توانست با تلاش بيش از دو ميليون مرد جنگی آتن را در نبرد ترومپِل فتح کند. اما داريوش سوم نتوانست در برابر هجوم لشکريان اسکندر مقاومت کند و در اثر خيانت يکی از سردارانش کشته شد و تخت جمشيد در 331 پيش از ميلاد به دست اسکندر افتاد و آن را به آتش کشيد. 
دستاوردهای تمدن هخامنشی 
تمدنی که هخامنشی‌ها به وجود آوردند، دستاوردهای مهمی برای ايرانيان و ملت‌های ديگر داشت. در اين‌جا به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنيم. درباره‌ی اين تمدن و دستاوردهای آن در مقاله‌های تکميلی بيش‌تر خواهيد خواند. 
نخستين پيمان‌نامه‌ی حقوق بشر 
در سال 1878 ميلادی استوانه‌ای از گل پخته از خرابه‌های بابل به دست آمد که فرمان‌های کوروش بزرگ درباره آزادی اسيران و آزار نرساندن به مردمان شهرهای فتح شده به خط و زبان بابلی روی آن نوشته شده بود. اين استوانه به عنوان نخستين اعلاميه‌ی حقوق بشر در موزه بريتانيا، در انگلستان، نگهداری می‌شود. 
کهن‌ترين فرش جهان 
باستان شناسان شوروی سابق هنگام حفاری زير يخ‌های منطقه پازيريک در مرز مغولستان ، فرشی به طول دو متر و عرض يک متر و نيم کشف کردند که نقش های مرسوم در کتيبه های هخامنشی در آن ديده می شود. اين فرش را ، که نشان‌دهنده پيشرفت هنر و فن نساجی و فرش بافی در دوران هخامنشی است، سکاها از ايران غارت کرده و به جنوب روسيه برده بودند. 
نخستين پست جهان 
به دستور داريوش بزرگ جاده معروف به جاده‌ی شاهی برای آسان کردن ارتباط بيت 25 ايالت امپراتوری بزرگ هخامنشی بين شوش و سارد احداث شد. اين جاده ،که شرق و غرب امپراتوری را به هم پيوند می زد، 2500 کيلومتر طول و 111 ايستگاه(چاپارخانه) داشت. در هر ايستگاه چابک سواران ماهر بر گرده‌ی اسب‌ها‌ی تندرو در انتظار رسيدن پيک شاهی بودند تا بی‌درنگ پيام را بگيرند و به چاپارخانه بعدی برسانند. به نوشته هرودوت، مورخ يونانی، چاپارها اين مسير را طی ده روز می‌پيمودند. 
چکيده معماری جهان 
ساختمان تخت جمشيد به دستور داريوش بزرگ آغاز شد و پادشاهان بعدی هر کدام قسمتی به آن افزودند. در ساختمان اين بنا از کار بی‌مزد بردگان استفاده نشد. مزد کارگران و مهندسانی که از سراسر جهان برای ساختن اين بنا دعوت شده بودند، در لوح‌های کشف شده از تخت جمشيد نوشته شده است. اين بنا نشانه عظمت و پيشرفت فنی و هنری هخامنشيان است.